سال نو مبارک
تاریخچه آئین چهارشنبه سوری در فرهنگ ایرانیان باستان تاکنون
. . .
. . .
یکی از آئینهای سالانه و دیرینه ی ایرانیان جشن سوری، چهارشنبه سوری یا به عبارتی دیگر چارشنبه سوری است. ایرانیان آخرین سه شنبه سال خورشیدی را با بر افروختن آتش و پریدن از روی آن به استقبال نوروز می روند. چهارشنبه سوری، یک جشن بهاری است که پیش از رسیدن نوروز برگزار می شود….
مردم در این روز برای دفع شر و بلا و برآورده شدن آرزوهایشان مراسمی را برگزار می کنند که ریشه اش به قرن ها پیش باز می گردد که مراسم ویژه آن در شب چهارشنبه صورت می گیرد برای مراسم در گوشه و کنار کوی و برزن نیز بچه ها آتش های بزرگ می افروزند و از روی آن می پرند و ترانه (سرخی تو از من ، زردی من از تو ) می خوانند. ظاهرا مراسم چهارشنبه سوری برگرفته از آئینهای کهن ایرانیان است که همچنان در میان آنها و با اشکال دیگر در میان باقی بازماندگان اقوام آریائی رواج دارد و “سور” در زبان و ادبیات فارسی و برخی گویش های ایرانی به معنای “جشن”،”مهمانی“و “سرخ” آمده است.
جشن سور از زمان های بسیار دور در ایران مرسوم بوده است. قبل از ورود اسلام به ایران هر سال ۱۲ ماه، و هر ماه به ۳۰ روز بوده که هر کدام از این ۳۰ روز اسمی مشخص داشته است که بعد از ورود اسلام به ایران تقسیمات هفته نیز به آن اضافه شد. در ایران باستان در پایان هر ماه جشن و پای کوبی با نام سور مرسوم بوده است. مختار برای کشتن یزید که در شهر کوفه که اکثر آنان ایرانی بوده اند از این فرصت استفاده کرده و در زمان همین جشن که مصادف با چهارشنبه بود یزید را قصاص نمود. بعد از گذشت چند سال بعد از ورود اسلام به ایران به آرامی جشن سور در ایران کم رنگ و به آخرین چهارشنبه سال محدود شد. جشن سور از مراسم اصیل ایرانی است و منشا خارجی ندارد. آتش از عناصر چهارگانه است و تنها عنصری است که آلوده نمی شود به همین منظور از گذشته های بسیار کهن تاکنون این آداب مرسوم بوده است.
با امید به چهارشنبه سوری زیبا، فرهنگ ساز و بدور از هر گونه خطر احتمالی
و با آرزوی عیدی سرشار از سرور، همراه با جشنی پر از نشاط و شادمانی
دکتر علیقلی محمودیبختیاری- نوروز هنگامه راستانخیز طبیعت و روز نوشدن جهان هستی، هنگام وزش باد صبا و رویش گیاهان و شکوفایی گلها، آغاز سال جهان و شادیبخش جهانیان و آرنگ فروغمند فرهنگ ایرانزمین به همه ایرانیان آزاده و همه آزادگان جهان، فرخنده باد.
به امید آنکه با آغاز این نماد خِرد و مردمی و نشان فرهنگ راستین انسان، نامردمیها، بدسگالیها، پرخاشگریها، ستیز و جنگ، خونریزیها، آزارها و شکنجهها … پایان پذیرد و نابخردان حاکم بر جهان و عاملان جهل و بیداد، به خود آیند و به فر این رستاخیز طبیعت در خود بنگرد. به خرد و اندیشه و معرفت بگرایند تا همه مردم همدوش با این روز خسته و آغازینهی خدایی به سوی “شهرستان نیکویی” و “بهشت مینو” و طبیعت زیبا، جهان عشق و مهر و آفرینش و سازندگی –وجدان و وشتان، دست افشان و پایکوبان _ با خندههای برخاسته از دل و جان، رهسپار شوند. دیو جنگ و جهل و نفرت و آزار و ویرانی را به زنجیر کشند و دست مهر و دوستی یکدیگر را بفشارند و درفش آزادی و آزادگی را بر افرازند…
پس از این شادباش نوروزی برای شما مژدهای دارم و آن اینکه خواست خِرد بر کرسی نشست و دیدم که سرانجام، خردمندان جهان نشستی ساختند و اندیشیدند و نوروز باستانی و جشن باشکوه انسانی ایرانی را به عنوان آغاز سال برای همه جهان پسندیدند و برگزیدند که این عید نه برخاسته از نام کسی و فردی است و نه وابسته به کیش و آیینی خاص، که گزینشی است خردمندانه و برخاسته از اندیشیدن درست و استوار بر هنجار آفرینش و ناموس طبیعت و شناختن زمان و آگاهی بر چند و چون گردش سپهر و مهر و سیارگان منظومه خورشیدی کارگر بر زمین… اینان دریافتند که بر این کرهی خاکی، مردمی بودند- و هستند- که با گذشت زمان به شناخت خود و آنچه پیرامون خود میدیدند کامیاب شدند. در برابر “زمین بیکران”، “زمانی کرانمند” را در نظر گرفتند. این زمانشناسی در هزارهی دهمِ همین “زمان کرانمند” به رای و اندیشهی “مرد بینادل” و صاحبنظری پدید آمد که ما او را “روشنفکر”، “بینادل” یا به گفتهی حافظ “نظرباز” میدانیم. او گفت: زمان و زمین و سپهر و پیوند ستارگان را با زمین درست دریابید تا شاد زیوید، تا زیوید جهانتان بکامه تن و مینوتان بکامه روان باشد… باید نیک بیندیشید، اندیشهی نیک را نیکو بیان کنید و بیان نیک را نیکو بکار بندید… همین و همین.