آموزش وپرورش در دوران های باستانی ایران
شماره ی نوشته: ١١ / ١۵
سورنا گیلانی
آموزش و پرورش در دوران های باستانی ایران
(دوران های پیش از اسلام)
در بحث و بررسی دربارهی آموزش و پرورش عصرهای باستانی ایران، کمبود شدید مدارک و اسناد وجود دارد و هر اندازه به تاریخ ورود اسلام به ایران نزدیک می گردیم اسناد این چنینی افزایش می یابد. با این حال افزایش چنین اسنادی هرگز بدان حد نیست که بتوان مستقیمن به آموزش و کیفیت آن در عصرهای باستانی دست یافت.
لیکن با توجه به نوشتههای مورخان غربی دوران باستان و همچنین اسناد و کتیبههای بر جای مانده از آن دوران و با اندکی تعمق و تحلیل تا حدی میتوان از آموزش و پرورش عصرهای باستانی ایران و ویژگیهای آن ها آگاه گردید.
با نگاهی به شواهد بر جای مانده از دوران های باستان میتوان گفت که در ایران باستان عوامل اولیهی آموزش و پرورش به قرار زیر بوده اند:
١- طبیعت و وضع جغرافیایی کشور.
٢- آرا و عقایدی که آریاییها با خود آورده بودند و زرتشت آنها را پیراسته و اصلاح کرده بود، به عبارتی نقش دین در روند آموزش.
٣- دولت و نقش ویژهی آن در پرورش دادن دانش آموزان (صدیق، برگ ۵٢).
- طبیعت و وضع جغرافیایی: به سبب این که ایران سرزمینی است تقریبن خشک و بیابانی و کوههای آن عمدتن برهنه از رستنیها است، لذا ضرورت حیات آنان در چنین سرزمینی با توجه به کمبود منابع آب و غذا، سختکوشی و مدارا است. بنابراین مردمان ایران باستان مردمانی نیرومند، زحمتکش، قانع و سازگار بار آمدند. به واقع، طبیعت آنان را به آموختن چنین خصایصی وادار میساخت. از سوی دیگر ایران در همسایگی آسیای مرکزی که محل اسکان طوایف و ایلات و عشایر چادرنشین و بیابانگردی که دارای توالد و تناسل زیاد و وسایل معیشتی اندک بودند قرار داشت و ایرانیان پیوسته در حال مبارزه و مقاومت در برابر تهاجمات پیاپی اینان که برای تحصیل قوت و غذا به ایران هجوم میآوردند بودند و لذا ناگزیر به آموختن چه گونگی مقاومت و فنون جنگی و دلیری گشتند. همچنین در نزدیکی ایرانزمین در سمت مشرق دو کشور چین و هند و در سوی مغرب آسیای صغیر و یونان بودند و راه عمده ارتباطی شرق و غرب از ایران میگذشت. لذا ایرانیان آن زمان در طی قرون و اعصار از این موقعیت سود برده و از علم و ادب و تمدن و هنر خاور و باختر استفاده میکردند و ملل شرق و غرب را نیز از تمدن خویش بهرهمند میساختند.
در اسلام «تفكر» زندگی دل و حیات قلب معرفی شده است. زیرا انسانیت انسان و ادراك او از عالم و آدم پروردگار عالمیان اتصالی كه با حق برقرار میكند به نحوه ی تفكر اوست. با تفكر قوای درونی انسان شكوفا میشود و زمینه ی حركت كمالی او فراهم می گردد لذا به همراه علم آموزی و تفكر تربیت یا پرورش اخلاقی و تهذیب نفس نیز مطرح میشود كه در اسلام بر این امر بسیار تاكید شده و از همان ظهور اسلام مبادی و مبانی تعلیم و تربیت به عنوان یك علم بنا نهاده شده است. تعلیم و تربیت نه تنها میتواند در رشد اخلاقی، عقلانی، رفتاری و حتی جسمانی فرد موثر باشد بلكه وسیله ای در جهت رفع نیازهای حقیقی و مصالح اجتماعی، به شمار میآید، و عامل رشد و تحول اساسی جامعه میگردد و مسلمانان كه در ابتدا به این ضرورت پی برده بودند توانستند در مدت كوتاهی گوی سبقت در زمینهی تولید علم از تمدن های مطرح آن روز بربایند و به دلیل مشكلات و حوادثی كه در تاریخ مسلمانان به وقوع پیوست این حركت سریع آنها را به شدت كند نمود به طوری كه تا این قرن مسلمانان جهان در كشورهای مختلف نتوانستند مجددا عرض اندام نمایند و امروز وقت آن رسیده كه عوامل محدود كننده و موانع پیشرفت بررسی شود و با دلسوزی و دور از نفع طلبیهای فردی راهكارهای موثر ارائه و جامه ی عمل پوشیده شود. كه در این مقاله بعضی از این راهكارهای ارائه شده است كه عبارتند از: استقلال فكری- فكر دینی- توسعه ی آموزشی- رفاه مادی و معنوی- تبادل اندیشه و آزادی خرد ورزی كه با توجه به اهمیت موارد در قسمت راهكارها و نتیجه آورده شده اند.